پیوند ها

:: راهنمای خرید :: شماره حساب ها :: شرايط و قوانين :: پرسشهای متداول
تماس با ما پورتال سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور
حمایت می کنیم
:: بازدید امروز : 2260 بار
:: بازدید دیروز : 4680 بار
:: بازدید کل : 106252 بار
:: مطالب ارسال شده : 29 پست
:: فایل های ارسال شده : 0 پست
:: بروز رسانی : 6 فروردین 1399
:: نسخه سایت: Beta 0.10
پیشنهاد سیراف
آرشیو
صفحه اول روزنامه ها
آرشیو
سیراف مدیا
آرشیو
آخرین مطالب آموزشی
آرشیو

دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند.

بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم، بر چهره دیگری سیلی زد.

دوستی که سیلی خورده بود، سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید، روی شنهای بیابان نوشت “امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد”.

آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند.

 تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند. ناگهان شخصی که سیلی خورده بود، لغزید و در آب افتاد.

نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت، بر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد: “امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد”.

دوستش با تعجب پرسید: بعد از آنکه من با سیلی تو را آزردم، تو آن جمله را روی شن های بیابان نوشتی ولی حالا این جمله را روی تخته سنگ حک میکنی؟

دیگری لبخند زد و گفت: وقتی کسی ما را آزار میدهد، باید روی شنهای صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش، آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما میکند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد.

می توانید برای دریافت بروز مطالب در کانال تلگرام ما عضو شوید.

کد مطلب:149

اشتراک گذاری کنید:گوگل+لینکداینتلگرام
:: Information 89
تاریخ بروزرسانی: 6 فروردین 1399
راهنما : برای مشاهده راهنما اینجا را کلیک نمایید
:: Comments